تبليغاتX
عاشقانه های من و نازنین

عشق

 دوستت دارم با همه ی وجود

                                  ای اولین واخرین


 

نوشته شده توسط علی و نازنین در دوشنبه 19 آذر1386 ساعت 2:24 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


عید فطر

عاشقان عیدتان مبارک.

 

 عيد است و پيش از اين مژده به خمار آمده

 برچرخ ،دوش ازجام جم، با ما به ديدار آمده

    عيدآمد از خلد برين، شد شحنه ي روي زمين

هان ماه نو امضاش بين، امروز در کار آمده

     هر جا زبويش عنبري، هر مي زجويش کوثري

                 هر روز رويش عبهري، بر برگ گلنار آمده

                 مي آفتاب زر فشان، جام بلورش آسمان

   مشرق کف ساقيش دان، مغرب لب يار آمده

 

 


 

نوشته شده توسط علی و نازنین در جمعه 20 مهر1386 ساعت 9:24 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


وداع با ماه مبارک رمضان

ماه مبارک رمضان امسال هم با همه ی خوبی هایش تمام شد

امیدوارم که بهره ی کامل را از این ماه مبارک برده باشید و خود را برای یک زندگی بهتر و سنجیده تر آماده کرده باشید

شیخ صدوق رحمة الله علیه برای وداع ماه مبارک رمضان دعائی ذکر کرده که می‏گوید: ابو بصیر از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که حضرت فرمود: «تقول فی وداع شهر رمضان

«اللهم انک قلت فی کتابک المنزل علی نبیک المرسل و قولک الحق شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان، و هذا شهر رمضان قد انصرم فاسالک بوجهک الکریم، و کلماتک التامات ان کان بقی علی ذنب لم تغفره و ترید ان تحاسبنی به او تعذبنی علیه او تقایسنی به ان یطلع فجر هذه اللیلة، او ینصرم هذا الشهر الا و قد غفرته لی یا ارحم الراحمین‏» (1)

 

در وداع ماه مبارک بگوئید:

بار پروردگارا تو خود گفتی در کتاب مقدس که بر نبی مرسلت نازل فرموده‏ای و قول تو حق است که ماه رمضان که در او قرآن نازل شده و مایه هدایت و رستگاری مردم و دلائل آشکار از هدایت و وسیله تشخیص حق از باطل می‏باشد، اینک ماه رمضان به پایان رسید «و فیوضاتش تا سال آینده از ما قطع شد» پس تقاضا می‏نمایم از تو به آبروی گرامیت، و کلمات تام و تمامت، اینکه اگر بر من گناهی باقی مانده ( و پاک نشدم) که هنوز آن گناهم را نیامرزیدی، و اراده حسابرسی او را داری، یا می‏خواهی به آن گناه باقیمانده عذابم کنی، و یا به اندازه گناهم عقوبت نمائی، تا اینکه طلوع کند فجر این شب، یا پایان پذیرد این ماه مبارک، مگر آنکه آن گناهانم را بیامرزی و از تقصیرم در گذری، ای مهربانترین مهربانان.


1- من لا یحضره الفقیه، جلد 2، ص


 

نوشته شده توسط علی و نازنین در جمعه 20 مهر1386 ساعت 9:13 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


رمضان

رمضان خوش آمدي

 

 

 

        التماس دعا

 

                                   


 

نوشته شده توسط علی و نازنین در پنجشنبه 22 شهریور1386 ساعت 10:13 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


سلام بچه ها

یه خبر.....................

من از کنکور قبول شدم و به همین خاطر این چند روز نتونستم آپ کنم ببخشید دیگه


 

نوشته شده توسط علی و نازنین در پنجشنبه 22 شهریور1386 ساعت 9:53 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


دلم گرفته است

دلم گرفته است

به ايوان مي روم و انگشتانم را

بر پوست كشيده شب مي كشم

چراغهاي رابطه تاريكند

چراغهاي رابطه تاريكند

كسي مرا به آفتاب

معرفي نخواهد كرد

كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار

پرنده مردني است


 

نوشته شده توسط علی و نازنین در سه شنبه 13 شهریور1386 ساعت 4:3 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


سلام به همه ی دوستان گلم

من دارم میرم مسافرت و چند روزی نمیتونم آپ کنم

وقتی آپ کردم خبرتون می کنم


همیشه انقدرساده نرو ومگذر لااقل نگاهی به پشت سرت کن ........

شاید کسی در پی تو میدود و نامت را با صدای بی صدایی فریاد میزند ........

و تو هیچ وقت او را ندیده ای

 

 

 


 

نوشته شده توسط علی و نازنین در شنبه 3 شهریور1386 ساعت 5:20 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


آرزوی دیدار

 

 

نگذار حتی خواب دیدن تو برایم عقده شود ...


یادت می آید حرفی را که زدی؛


گفتی می روم،


گه گداری شاید به خوابت بیایم


شاید در خواب،


تو را به آرزوی دیدنم نزدیک کنم


لااقل همین وعده را برایم بگذار ...


غریبه، به خاطر خدا در نگاهم صادق باش


 

نوشته شده توسط علی و نازنین در جمعه 2 شهریور1386 ساعت 3:59 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


 

پاییز را دوست دارم چون فصل غم است

                     غم را دوست دارم چون زاده ی دل است

دل را دوست دارم چون تو درآن جا داری

تو را دوسـت دارم بی آنکه بدانم چـرا؟؟

           


 

نوشته شده توسط علی و نازنین در جمعه 2 شهریور1386 ساعت 3:55 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


عشق ممنوع

 

چقدر سخته وقتي تو زندان عاشقي گرفتار شدي و ازت

 پرسيدن جرمت چيه؟؟؟ بگي : عشق ... چقدر سخته

وقتي كه كادو تولدت كه هميشه كلي واست عزيزه بي وفايي باشه ... چقدر سخته وقتي كسي كه دلت رو

 اسير كرده جواب نگاه عاشقانه تو رو نده ... چقدر سخته وقتي عاشق كسي باشي كه از عشق چيزي نمي دونه ... ولي سخت تر از همه اينه كه تو جاده هاي عاشقي به تابلوي عبور ممنوع بخوري به همون تابلويي كه هزاران قلب عاشق رو پشت خودش نگه داشته ... عشق ممنوع

 


 

نوشته شده توسط علی و نازنین در جمعه 2 شهریور1386 ساعت 3:50 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


 

بي تو اينجا نا تمام افتاده ام

پخته اي بودم که خام افتاده ام

گفته بودي تا که عاقلتر شوم

آه ، مي خواهي مگر کافر شوم ؟؟

 


 

نوشته شده توسط علی و نازنین در چهارشنبه 31 مرداد1386 ساعت 4:7 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


از دوستان خواهش ميكنم نظر بديد


 

نوشته شده توسط علی و نازنین در دوشنبه 29 مرداد1386 ساعت 7:17 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


نمی خوام با کسی غیر از تو باشم ... نذار باور کنم ، تنهای تنهام نمی خوام با کسی غیر از تو باشم می خوام از خوابی که لحظه اش وصاله برای دیدن روی تو پاشم اگه تو باشی و دنیا نباشه می شه با تو همه دنیا رو حس کرد همه دنیا بیاد و تو نباشی دلم دق می کنه با این همه درد تموم زندگیمو زیر و رو کن که بی تو دلخوشی هامم گناهه خودت باش و من و دیووانگی هام فقط با تو دل من رو براهه بذار باور کنم اینو که با عشق حقیقت می شه تو افسانه باشه می شه افسانه ها رو زندگی کرد اگه حق با منه دیوانه باشه می شه افسانه ها رو زندگی کرد اگه حق با منه دیوانه باشه


 

نوشته شده توسط علی و نازنین در دوشنبه 29 مرداد1386 ساعت 7:9 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


عشق من

عشق می ورزیم چرا که او نخست به ما عشق ورزید چرا که خدا عشق است

 


براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.

 

براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده.

 

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.

 

براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.

 

براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن.

 

براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير.

 

براي عشق وصال كن ولي فرار نكن.

 

براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن.

 

براي عشق بمير ولي كسي رو نكش.

 

براي عشق خودت باش ولي خوب باش.

 


عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني . عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني .عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته . عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با مني . عشق نمي پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم


 

نوشته شده توسط علی و نازنین در دوشنبه 29 مرداد1386 ساعت 7:4 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


زیر رگبار نگاهت دلم انگارزیرو رو شد

برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد

تو نفس کشیدی انگار نفسم برید تو سینه

ابرو باد و دریا گفتن حس عاشقی همینه

اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی

اما تا قایقی اومد از من و دلم گذشتی

رفتی با قایق عشقت سوی روشنیه فردا

من و دل اما نشستیم چشم به راهت لب دریا

دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی

لحظه های بی تو بودن می گذرن اما به سختی

دل تنها و غریبم داره این گوشه می میره

ولی حتی وقت مردن باز سراغتو می گیره


 

نوشته شده توسط علی و نازنین در دوشنبه 29 مرداد1386 ساعت 6:26 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط علی و نازنین در دوشنبه 29 مرداد1386 ساعت 6:23 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


اي روزا

این روزا عادت همه

رفتن و دل شکستنه

درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه

این روزا مشق بچه ها

یک صفحه آشفتگیه

گرد و غبار آئینه ها

فقط غم زندگیه

این روزا درد عاشقا

فقط غم ندیدنه

مشکل بی ستاره ها

یه کم ستاره چیدنه


 

نوشته شده توسط علی و نازنین در یکشنبه 28 مرداد1386 ساعت 3:37 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


قشنگ تر از حضور سبزت ندیدم!

هزاران گل سرخ عشق تقدیم به تو که عهدت وفاست

     مهرت صفاست در روزی که محبت کیمیاست

                   نازنین جانم دوستت دارم


 

نوشته شده توسط علی و نازنین در یکشنبه 28 مرداد1386 ساعت 2:53 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


تقدیم به کسی که هزار حجره دلم را گرفت تا عاشق شوم

          

                  هم قدم جاده های زندگیم

                   دنبال زیباترین جمله ای می گشتم که برایت بگویم

                               ولی ذهنم یاری نمی کرد پس فکر کردم که

                                              ساده ترین جمله را برایت بگویم:

                                                                                                   دوستت دارم نازنین    

 


 

نوشته شده توسط علی و نازنین در یکشنبه 28 مرداد1386 ساعت 2:43 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


نازنینم

قسم نخور که روزگار به کام ما دو تا نبود


به هر کی عاشقه بگو غم که یکی دو تا نبود


بگو تا وقتی زنده ام نگاه تو سهم منه


هر جای دنیا که باشی دلم واست پر می زنه


دلم واست پر می زنه...


 

نوشته شده توسط علی و نازنین در یکشنبه 28 مرداد1386 ساعت 2:39 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت